آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
48
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
آنچه مورخان يونان و روم قديم در آن باب مىنويسند ، بىشباهت بتشكيلات دولت اشكانى ارمنستان نيست . از مختصات آن تضادى است ، كه در ميان قدرت شاهنشاه با قدرت نجباى ملوك الطوايف ، كه در عين حال از عمال دولت هم بشمار ميآمدند ، موجود بود . نمونه كامل امراء دولت اشكانى « سورن » است ، كه خصم كراسوس رومى بود و پلوتارخس در حق او چنين مينويسد : « سورن در ثروت و بزرگى و افتخار بعد از شاهنشاه شخص اول ايران بود . از حيث فضيلت و لياقت سرآمد پارتيان بشمار ميآمد . از لحاظ بلندى بالا و حسن اندام مانند نداشت . هنگام لشگر - كشى هزار شتر بار و بنه او را ميبرد و دويست ارابه مخصوص حمل همسران و همخوابگان او بود . هزار سوار زرهپوش و عده بيشترى سرباز سبك اسلحه در ركاب او ميرفت . زيرا او رويهم ده هزار سوار داشت ، كه قسمتى از گماردگان و قسمتى از بندگان او بودند . » در روز نبرد خود را مىآراست و زينت ميكرد و در پيشاپيش سپاه خود قرار ميگرفت . « دليرى او به حدى مشهور بود ، كه با وجاهت زنانه او نميساخت ، زيرا كه سورن بنابر رسم مادها روى خود را غازه مىبست و آرايش ميكرد و گيسوان خود را به دو قسمت مينمود ، اما ساير پارتها گيسوان را برسم سكها بلند و ژوليده ميگذاشتند تا هيبتى وحشتناك داشته باشند ! » « 1 » سورن حرم خود را همراه ميبرد و در عين جنگ شبها را بعيش و نوش و شرابخوارى و استماع موسيقى
--> ( 1 ) - پلوتارخس ، كراسوس ، بند 21 و 24 . مقصود پلوتارخس از « ساير پارتيان » انبوه لشگر سورن است ، زيرا كه ظرافتهاى مادى بيشك در طبقه اشراف رواج داشته است . در نقوش سكهها پادشاهان پارت از مهرداد اول ببعد با ريش و موى مجعد ديده ميشوند يوستىنوس در جايى كه سخن از پارتهاست ( كتاب 41 ، بند 2 ) چنين گويد : Vestis olim suimoris Posteaquam accessere opes , ut Medis perluc - ida et fluida . راجع بزندگى پارتها ميتوان از پلىنيوس ( كتاب 10 ، فصل 50 ؛ كتاب 11 ، فصل 26 ؛ 29 ، 53 و كتاب 12 ، فصل 3 ؛ 17 و كتاب 14 ، فصل 3 ؛ 22 ) و يوستىنوس ( كتاب 41 ، بند 3 ) اطلاعات سودمندى بدست آورد .